عظیم داده به عنوان کد عبوری است که اسرار موفقیت تجاری را باز خواهد کرد. 

اما عظیم داده چیست و چه تفاوتی با تجزیه و تحلیل کسب و کار متعارف دارد؟  

آخرین کتاب توماس داونپورت همه چیز را توضیح می‌دهد.

"من عظیم داده را به عنوان داده‌هایی که بیش از حد بزرگ هستند تا در یک سرور پردازش شوند، توصیف می‌کنم که سرعت انتقال آنها آنقدر سریع است که نمی‌توان آنها را در یک انبار داده جدا سازی کرد یا آنقدر ساختار نیافته هستند که نمی‌توان در یک ساختار پایگاه داده معمولی نگهداری نمود." 

او توضیح می‌دهد که این کمبود ساختار "بیشترین مشکلات را برای سازمان‌ها به همراه دارد. به همین دلیل و دلایل دیگر، من طرفدار این اصطلاح نیستم. اما به نظر می‌رسد که ما در این زمان به آن نیازمندیم."

داونپورت اشاره کرد که کتاب "عظیم داده در کار" فقط یک کتاب معمولی دیگر در مورد تحلیلگری کسب و کار نیست ("این را میدانم، زیرا چندین کتاب محبوب را در این زمینه نوشتم"). داونپورت در ابتدا فکر کرد که این کتاب هم مانند کتاب‌های دیگر است، اما همانطور که تحقیقاتش او را به عقب بازگرداند و بار دیگر به عدم ساختار مناسب در داده پی برد، تفاوت‌ها برایش نمایان گردید.

 "برای پردازش عظیم داده نیاز به فناوری‌ها و روش های پردازش جدید است. هنگامی که این کار را انجام دادیم، رویکردهای تحلیلی مشابه آنچه در گذشته مورد استفاده قرار گرفته‌اند، می‌باشد."

"همچنین ماهیت حرکت سریع عظیم داده به این معنی است که ما نیز باید رویکردهای جدیدی برای تصمیم‌گیری و اقدام مداوم داشته باشیم. 

برخی از سازمان‌ها شروع به انجام این کار کرده‌اند. من آن را "تحلیلگری 3" می‌نامم. تحلیلگری کسب و کار به روش سنتی می‌تواند بسیار کندتر و مرحله‌ای باشد. "

به گفته داونپورت، با توجه به گسترش حجم و نوع داده‌ها، فرصت‌های زیادی برای درک بهتر مشتریان و کسب و کار وجود خواهد داشت. "در گذشته، سازمان‌هایی که تلاش‌های تهاجمی برای جمع‌آوری و تحلیلگری اطلاعات انجام داده‌اند، نسبت به رقبایشان بهتر عمل کرده‌اند. من هیچ دلیلی نمی‌بینم که چرا این روند ادامه یا تسریع نشود و عظیم داده تنها و آخرین تجسم این روند است."

پیام روشن است. عظیم داده اینجاست و می‌خواهد که بماند و حال که ما یک روش تحلیل و نتیجه‌گیری از آن را داریم، کسانی برنده می‌شوند که آن را می‌دانند، در حالی که کسانی که ترجیح می‌دهند کارها را به روش قدیمی انجام دهند، پشت سر خواهند ماند. 

می‌توان گفت که مدیریت را باید بیشتر به عنوان یک هنر دانست تا به عنوان یک علم، زیرا که در آن شهود و تجربه به همان اندازه ارزش دارند که داده‌ها ارزشمند هستند. 

"تقریبا در هر زمینه‌ای که انسان تلاش کرده است، تحقیقات نشان می‌دهد که داده‌ها و تحلیل‌ها تصمیمات دقیق‌تر و قابل اعتمادتری را ارائه می‌دهند.

البته در برخی اوقات شرایطی وجود دارد که شما نمی‌توانید داده‌ها را دریافت کنید و باید دوباره به شواهد بپردازید. شواهد می‌توانند راهنمای منصفانه و دقیقی باشند اگر شما در آن زمینه تجربه زیادی داشته باشید، و شما از نزدیک به اشتباهات خود نظارت کنید.

با این حال، در اغلب اوقات شواهد و تجربه باید آخرین راه حل برای تصمیم‌گیری باشند."

برای مطالعه متن اصلی مصاحبه به لینک زیر مراجعه نمایید

https://bit.ly/2pquY8N