Understanding Your Value Creation Process " درک فرایند تولید ارزش"

برای برخی از سازمان ها درک و یا "تصور" اینکه با استفاده از عظیم داده می توانند ایده های کلیدی کسب و کار خود را تقویت کنند، دشوار است. اصولا سازمان ها و کسب و کارهای گوناگون همیشه با سوالاتی مواجه بوده و در صدد یافتن پاسخ این سوالات بوده اند از قبیل: با ارزش ترین مشتریان من چه کسانی هستند؟ مهمترین محصولات من چه هستند؟ موفقیت آمیزترین کمپین های من چه هستند؟ متصدیان کسب و کار باید به این نوع سوالات پاسخ دهند تا:
• فرصت های جدید درآمد را که بازاریابی و فروش این شرکت ها را تحت تاثیر قرار می دهد، کشف کنند
• هزینه های تهیه، ساخت، موجودی، زنجیره تامین،توزیع، بازاریابی، فروش و سرویس، و پشتیبانی خود را کاهش دهند
• خطرات در همه جنبه های عملیاتی و مالی در زنجیره ارزش سازمان را کاهش دهند
• مشتریان، محصولات و بینش های جدیدی را جمع آوری کرده تا بتوانند مزیت رقابتی در مقابل رقبا بدست آورده و سود بیشتری از صنعت مورد نظر کسب کنند

 عظیم داده در پاسخ به پرسش های کسب و کار و تولید ارزش از داده ها " 4 محرک کلیدی" را معرفی کرده است که می توانند برایده ها یا فرآیندهای کسب و کار سازمان اعمال شده تا دیدگاه های جدید در مورد کسب و کار (در زمینه مشتریان، محصولات، عملیات، بازار، و غیره) و بهبود تصمیم گیری ایجاد کنند. این 4 محرک عظیم داده شامل دسترسی به داده های ساختارمند، داده های بدون ساختار، داده های بهنگام و تحلیل پیش بینانه می باشد.

 محرک اول: دسترسی به جزئیات داده های تراکنشی - دسترسی به داده های جزئی تر، دقیق تر و ساختارمند (تراکنشی) موجب واکنش مناسب تری در پاسخ به سوالات کاربران کسب و کار شده و منجربه تصمیمات بهتری نیز می شود. به عنوان مثال، چه نوع سوالاتی را می توان پاسخ داده و چه تصمیماتی می توان اتخاذ نمود، اگر می توانستیم به داده هایی با جزئیات بیشتر مانند تراکنش های پایگاه های فروش(POS)، سوابق جزئیات تماس کاربران، شناسایی فرکانس رادیویی ( RFID)، تراکنش های کارت اعتباری، معاملات سهام، مطالبات بیمه، و داده های بهداشتی- پزشکی دسترسی داشته باشیم.

 محرک دوم: دسترسی به داده های بدون ساختار - توانایی ادغام حجم رو به رشد داده های بدون ساختار با داده های جزئی و ساختار مند موجود، توانایی تغییر نوع برداشت ما از داده ها را بسیار افزایش می دهد. داده های بدون ساختار می توانند معیارها و ابعاد جدیدی ارائه کنند که می تواند توسط ذینفعان کسب و کار مورد استفاده قرار گرفته تا بینش جدید درباره مشتریان، محصولات، عملیات و بازارهای خود را کشف کنند.به عنوان مثال، تاثیر بالقوه دسترسی به داده های بدون ساختار داخلی (مانند نظرات مصرف کننده، ایمیل، یادداشت پزشک، توضیحات) و همچنین اطلاعات بدون ساختار خارجی (مانند رسانه های اجتماعی، تلفن همراه،دستگاه ها یا سنسورها) بر کسب و کار چه هستند؟

 محرک سوم: دسترسی به داده های بهنگام - توانایی فراهم نمودن دسترسی به داده های بهنگام یا زمان واقعی یک عامل تعیین کننده می باشد که می تواند فرصت های کسب درآمد جدید را فعال کند. بزرگترین مشکل امروزه پلتفرم های داده های متمرکز و دسته ای این است که بسیاری از مشتریان و فرصت های بازار زودگذر و فرار هستند - این فرصت ها ظاهر و ناپدید می شوند قبل از اینکه یک فرصت برای شناسایی و عمل بر روی آنها داشته باشیم. به عنوان مثال، قدرت خدمات مبتنی بر شناسایی و ارتباط با مشتریان را قبل از اقدام به خرید تصور کنید که در صورت داشتن چنین موقعیتی می توان از قدرت تاثیر گذاری بر مشتری بهره برداری نمود.

 محرک چهارم: ادغام تجزیه و تحلیل پیش بینانه - ادغام تجزیه و تحلیل پیش بینانه یا پیشرفته در فرایندهای کلیدی کسب و کار این قدرت را ایجاد می کند تا پاسخ به هر گونه سوالی که کاربران کسب و کار در حال تلاش برای پاسخ به آنها هستند،و هر تصمیمی که در تلاش برای ایجاد آن هستند را تغییر داده یا تبدیل کند. این امرشامل معرفی مجموعه ای جدید از واژگان به ذینفعان کسب و کار می شود - واژگانی مانند پیش بینی، پیش گویی، نمره دهی، توصیه و بهینه سازی.
 کسب و کارهای گوناگون با توجه به این 4 محرک مهم و در ترکیب با سایر مفاهیم کسب و کار مانند تحلیل 5 نیروی رقابتی مایکل پورتر و همینطور تحلیل زنجیره ارزش او می توانند گامهای مهمی در تحول و تغییر کسب و کار خود به سوی سود و مزیت رقابتی بالاتر بر دارند.